چند روزی است که با کامپیوتر دفتر نمیشود وارد اینجا شد. مشکل فنی هم بد دردی است. راستی مصاحبه چاپ شد. همان که گفتم خیلی دوستش دارم. خیلی سریع میگذارمش اینجا تا بخوانیدش. آمار کارهای عقبماندهام دارد زیاد میشود. کمی که بگذرد و اوضاعشان همین طوری بماند، بدقول میشوم. سریال 24 خود هروئین است. من تا قبل از اینکه ببینمش، خیال میکردم تصوری تقریبی از اصول اولیه تصویر دارم. الان احساس میکنم تا به حال در غار زندگی میکردهام. تازه دارم میفهمم، زمان و مکان و روایت و تدوین و فیلمنامه یعنی چه. 24 کلاس درس است. کتاب نادر را هم خواندم. کتابی که مدتهاست به دست چاپ سپرده و تازگیها بیرون آمده است. بررسی روایی/مستند جنبش دانشجویی امریکای دهه شصت است. تمام کتاب یک افسوس بزرگ دارد. نوشتن یک یادداشت برای این افسوس هم از آن کارهایی است که باید زود انجامش دهم؛ کاش دانشجویان این کتاب را سال 77 میخواندند. ضمنا همین جا از کافینت عزیز که به من این فرصت را داد تا به اینجا سری بزنم و حرفهایم را بنویسم، تشکر میکنم.