دو تا ظلم بزرگ وجود دارد، که من دلم برای مظلومانش اصلا و ابدا نمیسوزد. یکی کشته شدن مردم عراق است و دیگری توقیف مطبوعات اصولگرا (تهران امروز و همشهری جوان و...). راستش رویم نمیشود بگویم ولی یک جورهایی هم خوشحالم که آقای احمد توکلی دارد جلز و ولز میکند و کمپین راه انداخته که آزادی بیان نداریم و اینها. فقط نمیدانم ایشان آن روزی که مرتضوی 18 روزنامه را یکجا توقیف کرد، در کدام صف ایستاده بود. آزادی بیان فقط مال سایت الف است؟ آقای توکلی. از صمیم قلب آرزو میکنم همه رسانههایتان تا ابد توقیف شود. همین آرزو را برای همشهری جوانیهایی دارم که در روز توقیف آن همه رسانه، دنبال کار حرفهایشان بودند و ککشان هم نگزید که همصنفانشان، بیکار شدهاند. دلشان به چندغازی خوش بود که از منابع حکومتی میگرفتند. تا میگفتی چرا میروی آنجا میگفتند:«من روزنامه نگار حرفهای ام. مهم این است که کارم را خوب انجام دهم و...». یادشان نبود که ارشاد و مرتضوی در کارشان حرفهایترند. آن روزها صدایی در نیامد. گذشت و گذشت و دهها و دهها روزنامهنگار دیگر بیکار شدند و همانها که امروز غمگین بسته شدن هفتهنامه موفقشان هستند، دلشان خوش بود که فساد فرهنگی را نطفه خفه کردهاند. کاش یک بار یکیشان یک جایی اعتراضی میکرد. خوشحالم. به اصطلاح پ.ن: فعلا که جناب آکسفورد هم با آقای توکلی همصدا شده و اینجا اعلام کرده که کردان(وزیر کشور کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران)، هیچگونه مدرکی از این دانشگاه ندارد. عرض نکردم؟ کوچه شما هم عروسی میشود آقای توکلی. فقط روزنامههای اصلاحطلب با استعمار پیر هم صدا نمیشوند. شما هم بله.