شک ندارم که بهترین موضوع برای بحث کردن، شناختن آدمها و احساس خوشبختی در این روزهای سگی، فیلم است و سینماست. اسمش را میگذارم پناه بردن به خلوتی دروغین برای جدا شدن از واقعیتهای لعنتی که مدام گریبان همه را گرفتهاند. حتما خیلیهای دیگر هم در جاهای دیگری این را نوشتهاند و در بارهاش اظهار نظر کردهاند. واقعا نمیدانم اگر فیلم نبود، این روزهایم را(یکی دو سال گذشته را) چگونه میگذراندم. فیلم بهترین تجربه مشترکی است که آدمها میتوانند دربارهاش صحبت کنند. خلاصه حرفم این است که فیلم در این روزها کاملا کارکرد دارد. جایگاه مهمی دارد و من کماکان به دیدنش ادامه میدهم و از همه عوامل قاچاقچی هم به خاطر اینکه جدیدترین و بهترین فیلمها را در گوشه خیابان با زیرنویسهای خوب به دست ما میرسانند تشکر میکنم. ارزش کارشان اصلا کمتر از مترجمان غربی نیست که روزگاری علوم ملل دیگر را ترجمه کردند و اروپا را از قرونوسطی درآوردند. ما البته با این چیزها محال است از این وضعیت گند خارج شویم. فقط مینشینیم و لذت میبریم.